من واسه چشای تو یه دیوونم"من دوست دارم"ولی علتشو نمیدونم
این شعر تازه نوشتم تقدیم به کسی که یه روز میزاره میره میاد روزی که با باری زهجرت مرا تنهای تنها میگذاری میون غربت فقر محبت زخود یک یادگاری میگذاری میاد روزی که من بی تو سرابم که من در حسرتت یک قطره آبم چکد از اشک چشمم خون جاری شوم غرق در خاطراتت چند سالی؟؟ ندم دل را دگر به خواستگاری دلم بازیچه نیست یا یادگاری؟ برایم عهد تو یک عهد ناب است دو چشمانت،آن نگاهت قتله گاه است دلم در دست توست باشد برایت وفـــــــــــــــاداری ، مرامت هست صداقت تو را دست خدا من میسپارم نگهدارت خداوند دو عالم داستان اجاره نشین دل یه روز اومد،یه روز سرد زمستون، اومد و یه گوشه از قلبمو بهش اجاره دادم چون نمیخواستم بمونه روز به روز اجارشو زیادتر کردم که بره . . . ( چون نمیخواستم دلمو به کسی بدم) اونم اجارشو میداد........... دیگه نمیدونستم باید چه کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم: طوری نیست ،آخر خسته میشه میره. نرفت ،باز هم موند میخواستم دلمو باز اجاره بدم که بره . ولی وقتی به دلم سر زدم دیدم همه اتاقهای دلمو اجاره کرده. باز هم نمیدونستم با ید چه کار کنم؟؟؟ بهش گفتم این دل مال تو نیست. در جوابم فقط یه لبخند زد . . . . بعد فهمیدم خودم دلمو به نامش کرده بودمو خبر نداشتم دیگه هیچی نمیتونستم بگم حالا هر وقت به دلم سر میزنم میبینم هرروز ساختمونه دلم قشنگتر از روز قبل میشه. تا حالا دلمو به این قشنگی ندیده بودم. ولی همیشه به اون روز فکر میکنم که بخواد دلمو پس بده وبره........ یعنی میره؟؟؟ شما بگید؟؟؟ میره یا نه؟ دل من دیگه خـطا نکن ، با غریبـه ها وفــــــــا نکن زنــــــــدگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من تا به کی سراپا حقــیقـتی،تا به کی خرابه محـــبتی همنشینه این واون میشی خــــــــــسته و پریشو خـــــــــــــــون میشی دشت بـــــــخـــت تو کـــــــــــــویر میشه مرغ آرزوت اسیر میشه روبه روت ســــــــراب پشت سر خــــــــــــــراب ساکـــــــــــت و صـــــبوری دل من مثل بوفه کــــــــــوری دل من زندگی رو باخـــــــتی دل من مــــــــــردمــــو شناختی دل من این شعرُ گفتم واسه اسم وبلاگم امیدوارم شما هم دوست داشته باشید صــــــــبا خبری از صبح وصال نمیدهی سازه تارو دُهل وطبلِ وفا نمیزنی شاید از ناله سازم به درد آمده ای؟؟ شاید از کلبه سردم به تنگ آمده ای؟؟ سردی کلبه من همه حرفای دله زخم خنجر رو دلم ماله این ساده دله تو صـــــــــبا روشنی خود هزار چندان کن ساز خود را بنواز مرا سیراب کن گر روشنی ز تو باشد گرمی مــــــال من است گر عشــــق ز تو باشد وفـــــــــــــــــا مال من است پس بنواز صــــــبا بنـــــــواز ای آنکه در آیینه ای میدونم حقیقته و حرفه دل خیلیامونه میدونم هممون قبول داریم واسه همین نوشتم که همه بخونند اعتماد نکن به اون که میگه منتظر میمونه انتظار نداشته باش که تنها با تو باشه وبس تو مطمئن باش با کسای دیگه هم هست هر چی که داری تو سینه رو نکن نگو که اینه برای گفتن رازت لبهای اون در کمینه به خنده هاش دل نبازی،تو با گریه هاش نسازی اینا همش یه فریبه،که تو رو بگیره بازی مواظب باش که نریزی اشک رو شونه ظریفش مطمئن باش که با احساس هیچ وقت نمیشی حریفش عشق همه آدما دروغیه الکی آدمو دل خوش میکنن بعد مدتی ازت خسته میشن به تو وعشق تو پشت میکنن كنار هر قطره ي اشكم هزار خاطره دفن اينقدر خاطره داري كه گويي قدر يك قرن گلو مي سوزه از عشقت ,عشقي كه مثل زهره ولي بي عشق تو هر دم خنده با لبهاي من قهره درست با مني اما به اين بودن نيازارم تو كه حتي با چشماتم نميگي آه دوست دارم اگه گفتي دوست دارم فقط بازي لبهات بود مگر نه رنگ خود خواهي نشسته توي چشمات بود هر چي عشق توي دنيا من مي خواستم مال ماشه اما تو هيچ وقت نذاشتي بين مون غصه نباشه فكر مي كردم با يك بوسه با تو هم خونه مي مونم نمي دونستم نميشه آخه بي تو نمي تونم گله ميكنم من ازتو ,ازتو كه اين همه بي رحمي هزار بار مردم از عشقت تو كه هيچ وقت نمي فهمي
چشام هم زاده اشك و خون دلم همسايه ي آه زمونه گرگ و عشق تو شبيه مكر روباه شدم چوپانه ساده لوح كناره گله ي احساس چه رسمي داره اين گله سر چنگال گرگ دواس تو اينقدر خواستني هستي كه اين گله نمي فهمه اگر لبخند به لب داري دلت از سنگ و بي رحمه ببخش خوبم اگه اين عشق حيله ي تو رو روكرد نفرين به دل ساده كه به چنگال تو خون كرد مینویسم واسه کسایی که هیچ وقت نمیدونن دوست داشتن یعنی چی؟؟؟ منو انکار میکنی به خاطر یکی دیگه نمیگی قلبم میمیره نمیگی آتیش میگیره نمیبینی که میشکنم به دور از اون نگاه تو میبینی تو اشکامو که میریزه به پای تو دارم میمیرم چرا نمیبینی از پا افتادم مگه نمیبینی به خاطر تو بود اگه شکستم حالا چرا دست منو نمیگیری میگی میخوام از عشق تو رها شم میگم مگه قلبم واست قفس بود میگی موندن با تو فایده نداره وجود تو واسه من نفس بود چطور دلت اومد بگی میخوای بری ونیایی چطور دلت اومد منو تو غم بزاری باز چه فکرایی کرده بودم چه آرزوهایی بود افسوس دیگه تموم شدن یکی بود و یکی نبود ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




